تاج الدين احمد وزير
348
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
را در خمس ضرب [ مى ] كنيم پانزده حاصل [ مى ] شود و اين حاصل را بر اربعه قسمت [ مى ] كنيم سه و ثلاثة أرباع « 1 » خارج شود و آن عدد مقصود است ، پس بنابر [ ا ] ين قاعده از خطا ، صواب حاصل شد « 2 » . فرد [ لقد خلق الورى جسدا و روحا . . . ] لقد خلق الورى جسدا و روحا * سواه فإنّه الرّوح المجرّد * * * گر به صورت ملكى يا به لطافت حورى * تا به معنى نرسى از همه دلها دورى * * * فردا كه مقدّسان خاكى مسكن * گردند سوار باز بر مركب تن * * * چون لاله به خون جگر آلوده كفن * از خاك سر كوى تو برخيزم من لاثير الدّين أبهرى « 3 » اى از پى صورتت كه محض جانى * بگرفته هيولى صفت انسانى عشقت عرض است و حال در جوهر دل * كس ديد عرض باقى و جوهر فانى ؟ له [ اثير الدين ابهرى ] أيضا از گل گلتر چون رخ زيبات نرست * نرگس به خوشى چو چشم شهلات نرست در باغ بهشت ، بر لب آب حيات * يك سرو به اندازهء بالات نرست * * * بالا [ ى ] بلند تو بلاى دل ماست * رعنايى نرگست عناى دل ماست
--> ( 1 ) يعنى 4 / 3 و 3 . ( 2 ) حل مساله فوق از طريق كاربرد اعداد اين گونه است : 5 - 3 / 1 + خود عدد - 5 - ( 3 / 1 + 1 ) ثلث عدد - 3 / 1 ( 3 ) ر . ك لغتنامه دهخدا ج 1 ص 818 . 4 / 3 3 - 75 * 3 - 4 / 15 - 5 - 3 / 4